برابر‌های واژه در اصل به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

در اصل

برابر‌های پارسی

زِبُن، زِ بُن، دَر بُنِشت، دَر بُن

واژه «در اصل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زِبُن، زِ بُن، دَر بُنِشت، دَر بُن» می‌باشد.

به جای «در اصل» بگوییم «زِبُن، زِ بُن، دَر بُنِشت، دَر بُن»

برابرها در شاهنامه

زبن

زبن پایه تازیان برکنیم

همی بیخ ساسان زبن برکنم

بکوشند و بیخت زبن برکنند

که بیخ کیان را زبن برکنم

ز بن

که راز تو با کس نگویم ز بن

نگه کن که پاسخ چه یابی ز بن

کسی نگسلاند ز بن پای اوی

بدان تاش دختر نباشد ز بن

ز بالا و دیدار آن سرو بن

در بن

سزد گر نهد در بن چاه گاه

به بن در نشان تیغهای دراز

که در آسمان اختر افگند بن

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید